X
تبلیغات
رایتل






















یک فنجان حرف تازه دم

یادداشت های بی وقت

امروز تاسوعاست.روضه خوانها روضه آب می خوانند و سقا؛ و مردم گریه می کنند.ضجه می زنند.یکی برای آب،یکی برای تشنگی و عطش اهل حرم،یکی برای خودش و وامی که درست نشد،یکی برای "یا اخا "گفتن عباس ،یکی برای برادرش که پارسال مرده است،یکی برای زخمهای عباس،یکی برای پای خودش که خواب رفته است،یکی برای گوشواره رقیه،یکی برای ساعتش که دیشب توی دستشویی مسجد جا ماند،......و شاید هم یکی برای غربت امام حسین  در میان انبوه عزادارنش.شاید....ممکن است!!

خیلی وقتها یادمان می رود"امام حسین،بیشتر از آنکه تشنه آب باشد،تشنه لبیک بود.افسوس که به جای افکارش،زخمهایش را نشانمان داده اند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند!"

درباره قیام امام حسین ،حرف و حدیث،زیاد هست.حرفهایی که منقلب می کند آدم را.اشکش را در می آورد.زیر و رویش می کند و یا به خنده وا می داردش.به تعجب،گاهی!حرفهایی ،هم از جانب جماعت روشنفکر....هم روشنفکر نما؛ و اصلا اگر تحجر و جمود،مجالی برای بقای فکری گذاشته باشد،حرفهایی که جماعت تاریک فکر برای گفتن دارند!

چه خوب می شد اگر خودمان – ما که مستمعیم – صاحب سخن را بر آن می داشتیم تا حقیقت را برایمان بگوید. چه خوب می شد اگر خودمان،قدمی برمیداشتیم برای خودمان.کتابی می خواندیم گاهی و از خودمان می پرسیدیم این همه گریه برای چه؟

شهید مطهری در حماسه حسینی می گوید:"مردم باید روضه راست بشنوند تا معارفشان و سطح فکرشان بالا برود و بدانند که اگر روحشان در یک کلمه اهتزاز پیدا کرد،یعنی با روح حسین بن علی هماهنگ شد و در نتیجه اشکی ولو ذره ای از چشمشان بیرون آمد،واقعا مقام بزرگی است.اما اشکی که از راه قصابی کردن از چشم بیرون بیاید،اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد!"

 

نوشته شده در جمعه 28 دی‌ماه سال 1386ساعت 04:31 ب.ظ توسط زهرا... نظرات (10)


Design By : Pichak