X
تبلیغات
رایتل






















یک فنجان حرف تازه دم

یادداشت های بی وقت

طرف دارد آدرس ایمیلش را بهم می دهد. 

اسم فامیلش را می گوید، بعد @، هات میل دات کام. 

و اضافه می کند:" هات میل با o. ......اچ، اُ، تی!" 

تلفن را قطع می کنم.یکراست می روم جلوی آینه.یعنی من چه شکلی ام؟یعنی او مرا چه شکلی می بیند؟ 

بدجوری برخورده است بهم. 

نه.....اصلا به قیافه ام نمی آید که تا حالا چیزی راجع به هات میل نشنیده باشم. 

یک هات چاکلت برای خودم باز می کنم،خالی می کنم توی فنجان.مثل همیشه داغ سر می کشم...هاتِ هات. 

نه ببخشید..... 

hot e hot! 

آخرش سرطان مری می گیرم....مطمئنم! 

 کمی آرام می گیرم.می روم توی موود انرژی مثبت و این حرف ها. 

اسلحه خوش بینی را نشانه می گیرم طرفِ طرف. 

آخی...شاید تازه به هات میل رسیده است.... 

آخی....شاید همیشه خودش hot و hat را قاطی می کرده توی امتحان دیکته انگلیسی.... 

آخی.... 

نه نمی شود.صد تا فنجان هات چاکلت داغ! دیگر را هم که یکهو سر بکشم یادم نمی رود!آخر چرا فکر کرد من نمی دانم هات را چطور می نویسند؟!

نوشته شده در دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391ساعت 01:45 ق.ظ توسط زهرا... نظرات (2)


Design By : Pichak