X
تبلیغات
رایتل






















یک فنجان حرف تازه دم

یادداشت های بی وقت

 

پس از انتصاب جناب قالیباف به سمت شهرداری تهران شاهد نصب تابلوهای روز شمار در برابر پروژه های نیمه کاره شهرداری بودیم و بعد از افتتاح تونل رسالت باور کردیم که این تابلوها یک وسیله تزئینی صرف نیستند و شهردار مشهدی پایتخت مردی on time و بسیار خوش قول است.

خوش قولی آقای شهردار و اجرای طرح سهمیه بندی بنزین  (که در نتیجه آن، هوای تهران کمی تا اندکی پاکیزه شد و برج میلاد از هر نقطه تهران، قابل رؤیت) دست به دست هم دادند تا از آن روز به بعد، هر صبح که اهالی پایتخت از خواب بر می خاستند یک چشمشان به اسکلت نیمه کاره برج میلاد باشد و یک چشمشان به ارقام قرمز رنگ تابلوهای روز شمار که یکی یکی جان به جان آفرین تسلیم می کردند.

تا شب گذشته حساب کرده بودند که اگر 58 تای دیگر بخوابند، از قامت رعنای برج میلادشان پرده برداری خواهد شد.

اما انگار این بار حساب و کتاب ها غلط از آب درآمد و امیدها به نا امیدی بدل شد! حالا هر کس که دلش برای افتتاح برج میلاد می تپد، باید 137 تای دیگر بخوابد و دلش را خوش کند که در روز صد و سی هشتم، برج غرور آفرینش دیده به جهان خواهد گشود. البته اگر سیبی که به هوا انداخته شده، دوباره هوای چرخش و بالانس و جفتک چهار نعل زدن به سرش نزند و به مثابه یک فروند بچه آدم، با زبان خوش به زمین فرود آید!

به راستی چه کسی قبول می کند مسئولیت 70 میلیون غرور جریحه دار شده را؟ غرورهایی که تنها فایده شان کمک به پیشرفت صنعت صابون سازی کشور است... صابون هایی برای مالیده شدن به دل 70 میلیون غرور بی زبان که روزی روزگاری خیال می کردند صاحب چهارمین برج بلند جهان هستند...

و حالا، ما مانده ایم و برج میلادمان که در این بازه زمانی، 7 برج دیگر در بلندی قد از او پیشی گرفته اند، و به عبارت دیگر، ما مانده ایم و یک عالمه کف صابون که فقط برای آلودگی محیط زیست مفید است.

                              

نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 04:28 ب.ظ توسط زهرا... نظرات (2)


Design By : Pichak